خرید بک لینک

چه سان بیهوده می پویم...  .                                            .                                         .                                                                .                                                                             هیچ کس همراه نیست... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 3:29

حکمت سبز من نمی پرسم نمی گویم که چرابرگ سبزی افتادو اگر پیله ی سبز شدنی خالی شد!بد نمیگویم اگر همهمه ی مبهم سارخواب شیرین مرا بر هم زددل نمی گیرم اگر دوری تودل سرشار مرا تنها کردخوب می دانم منپشت هر چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 18:20

محمد... پیامبر مهربانی می گفت ازین دنیای شما سه چیز را بیشتر دوست دارم عطر و نماز و زن را ... محمد... پیامبر مهربانی می گفت ازین دنیای شما سه چیز را بیشتر دوست دارم عطر و نماز و زن را ... من اما شب وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 18:20

امروز ششم مرداد سال هزارو سیصد و نود و هفت... و تو پسری نه ماهه ای و تو همه ی امید و آرزو و دلخوشی من و مادرت... پاک و مهربان و معصوم بی تکلف میخندی ، راحت گریه می کنی و راحت تر لبخند رضایت بر لبانت وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 18:20

همیشه هستن آدمهایی که تو زندگی بهتر میبینن و بیشتر میفهمن روح های بزرگی که در قالب آدمی به سرزمین این دنیا اومدن تا زندگی مارو عمیقتر و زیبا تر کنن اولین باری که استاد رودیدم در کسوت معلم ریاضی سال دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 18:20

از امتداد خروجی شهر قیر بطرف جهرم که بپیچی نخلستان ها سر بر آسمان بلند کرده اند و درختان لیمو در کنارشان چونان قبای سبزی بر تن نخل ها خود می نمایانند وقتی این زیبایی با پیچش جاده و بلندای کوه سمت چپ جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 18:20

و گاه گاهی هست که زمان دعوتت می کند به اندکی درنگ... به اندکی تعلل... که دست از کار بکشی که دست از روال تکراری زندگی برداری برقی جرقه ای لحظه ای نورانی بین ازل و ابد بودنت چون شهابی .. ستاره ای میدرخشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:21

تب و تنهایی و این حال خراب
شب و شبگردی و روحی بیتاب
سر و سرگیجه ی شب بیداری
دل و دلتنگی و چشمان تو خواب

شبهای تنهایی... معین. 97/03/08

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:21

معرفی صفحه اینستاگرام من

moein.safavi@

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:21

کجاست سایه؟ تاريخ : پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۶ و گاه گاهی می شود که پر می کشی که میبینی در خودت نمیگنجی ... چیزی درون وجودت هیایویی براه انداخته و کلمات و واژه هایی که یکی یکی در گوش و سرت زمزمه می شوند و قرارت را می گیرند... حس می کنی سرشاری حس می کنی لبریز شده ای و چیزی از درون وجودت در حال سر رفتن است انگار که بجوش آمده ای..... و اینگونه دیگر قراری نداری که بنشینی که جا بگیری و باید بروی باید قدم بزنی تا آرام بگیری .... تا ازین آفتاب سوزان کناره بگیری تا ازین ریزش باران پناه بگیری نه اینکه می سوزاند و نه اینکه خیست می کند که این سوزاندن و خیسی خوب است ! که باید خیس شد و باید بدون چتر بزیر باران رفت. (خوب می دانم من گاهگاهی باید محو یک لحظه ی بی همتا شد! و در آغوش سکوت در شکوه گذر ثانیه ها مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 19:45

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ عاشق سکوت توام! آنجا که می دانم ؛ آنقدر بفکرم مشغولی که حتی فرصت نداری حالم را بپرسی!..... « متین » ارسال توسط متین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 11:41

تاريخ : جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ دوش در خواب بدیدم پیری بسته از عشق بدل زنجیری چهره از روشنیش چون خورشید کرِّ و فرّ نگهش چون جمشید گفت از روز ازل مست بدیم با هوای نفسش هست شدیم نیست بر لوح دلم الا هو همه جان و نفسم ذاکر او گر که دلبسته ی مهرش باشی مرغ پراّن سپهرش باشی گر که در راه درش خاکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 11:41

در عبور سحر و ثانیه هاسفری داشتم از تنهایی بحضوری روشن و تو لبخند بلب منتظر بر لب درگاه حضور نوری از شاخه ی خورشید بمن بخشیدی و کتابی که در آیینه ی آن خاطرات همه ی کودکیم پیدا شد پای حس شمشاد طعم دیدار تو شیرین چون قند چای خوردیم و بناقوس زمان خندیدیم! ...... با غروب خورشید می سپارم تو و دستانت را بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 11:41

تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ در امتداد سکوتی که زخم خورده ی توست دوباره شب شـد و چشمم دوباره بیخوابست دلم بجـرم گنـاهی که عشق می نامند دوباره خسته و تنها دوباره بیتابست تمام ثانیه هـایم اسیر دلتنگی است اسیر حس غریبی که چون تو نایابست تویی که رنگ نگاهت شبیه بارانست کجاست لایقت این دل که مثلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 11:41

تاريخ : دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ شیر صحرا پس از سی سال... شیر صحرا یا همان عمر مختار را همه میشناسیم ...امروز بعد از گذشت حدود سي سال فيلم عمر مختار را دوباره ديدم مبارزي كه بين سال هاي 1920 تا 1930 در برابر استعمار افسار گسيخته حكومت فاشيستي موسيليني در ايتاليا ايستاد و مردانه از خاك ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا خوشنام تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 11:41

صفحه بندی